تبليغاتX
یحیی نیکدل-مشاور اقتصادی

یحیی نیکدل-مشاور اقتصادی

مجموعه مقالات و پژوهش هاو دل نوشته ها(استفاده از مقالات با ذکر منبع بلامانع است)

مدیریت بحران یابحران مدیریت ؟!

مدیریت بحران یابحران مدیریت ؟!

حادثه تلخی بود و خیلی ها را متاثر کرد . بارها خبرهائی از تلفات جانی سیل را شنیده بودیم اما نه در داخل خیابانهای شهر ! چه بسیار گزارشهائی که در هر بار بارندگی از طریق رسانه های نوشتاری و دیداری و شنیداری منتشر شد اما کسی بدانها توجه نکرد تا چاره ای اساسی برای این شهر مرکز استان اندیشیده شود . شاید یک هفته قبل از این حادثه تلخ بود که در صفحه اول یکی از نشریات محلی تیتری چاپ شد با این عنوان که: « باز هم قصه تکراری آب گرفتگی معابر شهربجنورد»، اما گویا چون حادثه تلخی رخ نداده بود توجه به اینگونه خبرها از نظر متولیان امر و مسئولین مربوطه ،محلی از اعراب نداشت .

حرف زدن در مورد این حادثه تلخ در زمانی که هنوز جستجو برای یافتن پیکر کودکی که معصومانه قربانی بی تدبیری ها شده بود ادامه داشت جز اینکه موجب التهاب جامعه شده وبر آلام مصیبت دیدگان بیفزاید نتیجه ای نداشت . حال که با تلاش  نیروهای امدادی جنازه ها کشف و به خاک سپرده شدند ، قبل از آنکه مسئله به فراموشی سپرده شود لازم هست مروری واقع بینانه به این موضوع داشته باشیم تا در آینده شاهد چنین وقایع تلخی نباشیم .

بعد از وقوع هر حادثه ای معمولا تحلیلهای مختلفی راجع به آن صورت می پذیرد و گاهی شایعات نیز مزید بر علت شده و بر التهابات می افزاید . در این حاثه ناگوار نیز هر کسی انگشت اتهام خود را بسوی کسی نشانه می رفت غافل از اینکه عوامل مختلف ممکن است باعث بروز یک حادثه شوند که هر کدام مسئول خاصی را دارند . همه میدانیم که یکی از معضلات امروزه شهرهای ما نبود مدیریت واحد شهری است که باید برای آن چاره ای اندیشیده شود .

از طرف دیگر شنیده می شد که خداوند بعد 15 سال از ازدواج به این مادر مرحومه این کودک معصوم را داده بود که آنهم به چنین سرنوشتی دچار شد و در مقابل نقل و قول دیگری در بین مردم مطرح بود و آن اینکه این مادر برای خرید جشن ختنه سوران پسرش به بازار آمده بود که چنین حادثه ای اتفاق افتاد و مادر و خواهرش در مقابل این پسر بچه اسیر قهر طبیعت و بی تدبیری مسئولین شدند و....

به هر حال این اولین بار نیست که ما با چنین بارانها و آب گرفتگی هایی مواجه می شویم و بطور قطع آخرین آن نیز نخواهد بود و اصولا فلسفه وجودی مدیریتهای بحران همین است . آنچه مهم است درسهائی است که باید از این حادثه تلخ گرفته شود. لذا در این نوشتار با هدف توجه دادن مسئولین امر به منظور اتخاذ تدابیر لازم برای پیشگیری از وقوع حوادث تلخ اینچنینی ، به سئوالاتی اشاره می کنیم که بارها و بارها از زبان مردم واز طریق رسانه ها مطرح شده اما پاسخ قانع کننده ای برای آنها ارائه  نشده است .

1-   این اتفاق در اثریک باران چند دقیقه ای انهم در یک بخشی از شهر بجنورد به وقوع پیوست آیا مدیرت بحران استان و شهر بجنورد برای مواقعی که باران سطح وسیعی از منطقه را گرفته و برای مدت زمان طولانی تری ادامه یابد تدابیری اندیشیده است؟

2-   برای سیلهای احتمالی کال پسته ، مسیل دو برار ، دره های فیروزه و مهنان و بازخانه و.... که همه به کاسه بجنورد منتهی می شوند و احتمال همزمانی آنها تدبیری اندیشیده شده است؟!

3-   کمر بندی بجنورد یکی از نقاط حادثه خیز است که هر ساله چندین نفر در این مسیر دجار حادثه می شوند و این درحالیست که کنار گذر شمالی شهر بجنورد با بیش از 10 سال سابقه اجرائی هنوز کمتر از 50 درصد پیشرفت فیزیکی دارد ، آیا صرف عوض کردن نام آن از کمر بندی به بولوار مدرس و تبدیل چهارراهها به میدان و برگرداندن میادین به چهارراه قبلی از بروزحوادث جلوگیری خواهد شد ؟! یا باید در این مسیر هم چندین نفر بطور همزمان بمیرند تا ما به فکر راه چاره باشیم؟

4-   آنچه را که نباید از نظر دور داشت بجز شهر داری سازمانهای مختلفی بطور مستقیم یا غیر مستقیم در مدیریت شهری نقش دارند و یا به شهروندان خدمات رسانی می کنند که نحوه عمل آنها در کیفیت مدیریت شهری تاثیر گذارند که از جمله آنها به شهرداریدر حوزه خدمات شهری ،  آب منطقه ای در جهت کنترل و هدایت سیلابها ، شرکتهای آب و فاضلاب ، برق ، گاز ، مخابرات ، سازمانهای امداد رسان همچون هلال احمر و آتش نشانی و اورژانس و ... می توان اشاره نمود . سئوال اساسی در این زمینه این است که با عنایت به استقلال این دستگاهها ،آیا مدیریت بحران شهر و استان نقشه جامعی از تاسیسات و امکانات این دستگاهها و نقاط حادثه خیز شهرها در اختیار دارند و همه نیروهای امداد رسان نسبت به نقاط بحرانی و حادثه خیز شهرها اشراف دارند؟!

5-   آیا آموزشهای لازم به شهروندان عزیز در مورد حقوق و وظایف شهروندی در طول سال و وظایف و تکالیف آنها در زمان وقع حوادث پیش بینی نشده ارائه شده است ؟

6-   آیا هماهنگی های بین سازمانی صورت پذیرفته و وظایف و تکالیف دستگاههای خدمات رسان و نیروهای امداادی در زمانهای بحران به خوبی تعریف شده و نحوه مدیریت بر آنها مشخص هست؟

به نظر می رسد هنوز هم پاسخ به بسیاری از این سئوالات منفی است و باید نگاهها را عوض کرد . این حادثه ناگواراگرچه بسیار تلخ بود و خاطره تلخ آن تا سالها در ذهن شهروندان بجنوردی باقی خواهد ماند اما تلنگری جدی بود بر مسئولین موثر در جوزه مدیریت شهری تا با اتخاذ  تدابیر مناسب از این دغدغه ها بگاهند . آنچه اتفاق افتاد این بود که مادر و فرزندی را آب با خود برده بود اما مشکل بزرگتر این بود که در آن لحظه نیروهای امداد رسان نمی دانستند جستجو را از کجا شروع کنند و گاهی با پیشنهاد رهگذران و شاید کسبه محل بود که نقاط مختلف را می کندند . این نه ازآن جهت که ایشان به کار خود آشنا نبودند بلکه به این دلیل بود که روی جوی آب پوشیده بود و ایشان از مسیر جریان آب و تقاطع جوی ها بی اطلاع بودند که شاید اگر از نحوه اتصال جوی ها و مسیر هدایت آنها تا خروج از شهر مطلع بودند می توانستند خیلی زودتر و قبل از خروج پیکر آن کودک معصوم از داخل شهر آن را کشف نموده و از التهاب جامعه کم کنند .

مجموعه اتفاقات این حادثه و حوادث مشابه نشان دادند که ما در مواقع بروز حوادث بجای مدیریت بحران ، با بحران مدیریت مواجه هستیم . لذا انتظار آن است که مسئولین امرابتدا در زمینه پیشگیری از حوادث تدابیری بیندیشند و سپس در ارتباط با مدیریت بحران شهر و استان چاره اساسی اندیشیده و با یک نگاه سیستمی نقشه جامعی از امکانات و تاسیسات دستگاههای خدمات رسان و نقاط حادثه خیز شهرها ، روستاها و جاده های استان تهیه نمایند تا در لحظه وقوع حادثه منتظر دستگاه مربوطه و آنهم افراد خاصی در آن نهاد یا سازمان نباشیم چرا که ممکن است خدای ناکرده خود آن افراد نیز دچار حادثه شده و یا در محل نباشند و در آن لحظه دسترسی به ایشان غیر ممکن باشد .  

 

   

 

+ نوشته شده در  جمعه 1391/02/29ساعت 10:37  توسط یحیی نیکدل  | 

سلام

سلام بر عاشق ترین قاصدک . لطفا آدرس جدیدتونو برام بذارین . ممنونم بابت حضور دوباره تون . در این چند ماه خیلی نگرانتون بودم


+ نوشته شده در  جمعه 1391/02/22ساعت 23:37  توسط یحیی نیکدل  | 

روز مادر



گفتم مادر...
گفت : جانم؟
گفتم درد دارم...!
گفت : بجانم!
گفتم خسته ام... !
... گفت : پريشانم...!
گفتم گرسنه ام...!
گفت : بخور از سهم نانم!
گفتم كجا بخوابم...؟!
گفت : روي چشمانم...!

اما يك بار نگفتم : مادر من خوبم شادم...!هميشه از درد گفتم و از رنج...!

اما او اصلا برویم نیاورد و گلایه ای نکرد و فقط لبخند زد !

ای کاش یک روز را  اختصاص میدادیم به شاد کردن دلشان 

ای فرشته های مهربانی ،ای مجسمه های پاکی و صداقت ، ای اسطوره های ایثار و استقامت و ای عزیزانی که برای آغاز زندگیمان پایان زندگیتان را در نظر گرفتید ، روزتان مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/20ساعت 22:48  توسط یحیی نیکدل  | 

فرق انسانهای بزرگ و کوچک

 

** انسان هاي بزرگ در باره عقاید  سخن مي گويند**
**
انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گويند**
**
انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند**

**
انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند*
*
انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند*
*
انسان هاي كوچك بي دردند**

**
انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند*
**
انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند**
**
انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند**

**
انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند*
**
انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند**
**
انسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند**

**
انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند*
**
انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد**
**
انسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند**

**
انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند**
**
انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند**
**
انسان هاي كوچك مسئله ندارند**

**
انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند**
**
انسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند**
**
انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند**

 

براستی ما جزو کدام گروه هستیم ؟ !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/02/11ساعت 0:32  توسط یحیی نیکدل  | 

Soaalat

Arzyabi ye Shoma at amalkarde shorahayeh Elamite share  o Rosta chime?  Shoraha chogone mitonan dar toseeh ostan tasirgozar bashan?aya shoraha tonestan zamineye mosharekate mardomi  ra dar omore month alef Farnham kon and?

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/02/04ساعت 23:23  توسط یحیی نیکدل  | 

Soaalat

Arzyabi ye Shoma at amalkarde shorahayeh Eslamie shahre  o Rosta chie?  Shoraha chegune mitonan dar toseeh ostan tasirgozar bashan?aya shoraha tunestan zamineye mosharekate mardomi  ra dar omore mokhtalef Faraham konand?

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/02/04ساعت 23:23  توسط یحیی نیکدل  | 

Safar

Salam dostan khobam man  Alana makke hastam barstoon doa mikonam,

+ نوشته شده در  جمعه 1391/02/01ساعت 22:59  توسط یحیی نیکدل  | 

سوالات یزنامه بنیاد مسکن

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/01/29ساعت 2:57  توسط یحیی نیکدل  | 

درسهائی برای زندگی کردن

زندگي كوتاه است، قواعد را بشكن، سريع فراموش كن، به آرامي ببوس، واقعاً عاشق باش، بدون محدوديت بخند، و هيچ چيزي كه باعث خنده ات ميگردد را رد نكن

+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/05ساعت 9:22  توسط یحیی نیکدل  | 

جملات قابل تامل بزرگان

هر 60 ثانيه اي رو كه با عصبانيت، ناراحتي و يا ديوانگي بگذراني، از دست دادن يك دقيقه از خوشبختي است كه ديگر به تو باز نميگردد

+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/05ساعت 9:21  توسط یحیی نیکدل  |