LOGO

یحیی نیکدل-مشاور اقتصادی
مجموعه مقالات و پژوهش هاو دل نوشته ها(استفاده از مقالات با ذکر منبع بلامانع است)
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px

این طور زندگی کنید

 

• «طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،
• طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌ايد،
• طورى شادماني كنيد که انگار هيچکس شما را نمی‌بيند،
• طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمی‌شنود،
• و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است.»

Labels:


دسته بندی :

کار تیمی

 

باران به شدت می بارید و مرد اتومبیل خود را در جاده به پیش می راند، ناگهان تعادل اتومبیل به هم خورد و از نرده های کنار جاده به سمت خارج منحرف شد.
از شانس خوبش، ماشین صدمه ای ندید اما لاستیک های آن داخل گل و لای گیر کرد و راننده هر چه سعی نمود نتوانست اتومبیل را از گل بیرون بکشد.
به ناچار زیر باران از ماشین پیاده شد و به سمت مزرعه مجاور دوید و در زد. کشاورز پیر که داشت کنار اجاق استراحت می کرد به آرومی اومد دم در.
راننده ماجرا رو شرح داد و ازش درخواست کمک کرد.
پیرمرد گفت که ممکنه از دستش کاری بر نیاد، اما اضافه کرد: "بذار ببینم فردریک چی کار می تونه برات بکنه."
لذا با هم به سمت طویله رفتند و کشاورز افسار یه قاطر پیر رو گرفت و با زور اونو کشید بیرون. وقتی راننده شکل و قیافه قاطر رو دید، باورش نشد که این حیوون پیر و نحیف بتونه کمکش کنه، اما چه می شد کرد، در اون شرایط سخت به امتحانش می ارزید.
با هم به کنار جاده رفتند و کشاورز یک سر طناب را به اتومبیل بست و سر دیگرش را محکم چفت کرد دور شونه های فردریک یا همون قاطر و سپس با زدن ضربه به پشت قاطر داد زد: "یالا فردریک، هری، تام، پل، فردریک، تام، هری، پل... یالا همگی با هم سعیتون رو بکنین... آهان فقط یک کم دیگه، یه کم دیگه... آفرین! موفق شدین!"
راننده با ناباوری دید که قاطر پیرموفق شد اتومیبل رو از گل بیرون بکشه.
با خوشحالی زائد الوصفی از کشاورز تشکر کرد و در حین خداحافظی ازش پرسید:
"هنوز هم نمی تونم باور کنم که این حیوون پیر موفق شده باشه... هر چی هست زیر سر اون اسامی دیگه است، نکنه یه جادویی در کاره؟!"
کشاورز پاسخ داد: "ببین عزیزم، جادویی در کار نیست."
این کار رو کردم تا حیوون باور کنه عضو یه گروهه و داره یک کار تیمی می کنه، آخه می دونی... قاطر من کوره!

جمله روز: اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند، ما همه به خیال این که زیادی داریم فروشنده خواهیم بود!


دسته بندی :

فرق آیینه و شیشه

جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.

عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی!
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه، لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن:
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری.


دسته بندی :

چرا این گونه ایم؟

 

 فرودگاهها، بوسه های بیشتری از سالن های عروسی به خود دیده اند.

و دیوار بیمارستان ها بیشتر از عبادتگاه ها دعا شنیده اند.
به راستی چرا این گونه ایم؟
همه چیز را موکول می کنیم به زمانی که چیزی در حال از دست رفتن است.

Labels:


دسته بندی :

مدیریت تغییر

مدیران ریسک گریز حفظ وضع موجود را بر تغییر ترجیح میدهند! این در صورتی است که حرکت رو به جلو با نوآوری ها و تغییر در وضع موجود محقق میشود . و این ویژگی مدیران ریسک پذیر است . 


دسته بندی :

نو آوری

تنها مانع برای نو آوری تصورات ذهنی خود ماست .     آلفرد یو کیم


دسته بندی :

تقدیر و تشکر و عذر خواهی

ضمن تبریک ایام و تقدیر و تشکر از همکاران محترم که با ارائه نظراتشون سعی دارند کمک کنند تا فضای سازمان به شکل بهتری مدیریت بشه و اهداف پیش بره باستحضار میرسانم من همه نظرات دوستان را میخوانم ولی در برخی از نظرات چون از اشخاص و همکارانی اسم برده شده به خودم اجازه نمیدهم تایید بکنم چون احتمال نارضایتی را زیاد میکند زیرا آنچه بیان میشود نظر شخصی ماست که ممکن است با نظر دیگران در تضاد باشد . در هر حال مطمئن باشید اگر این مصلحتها نبود همه نظرات شما را تایید میکردم تا بدانید که نظراتتون برام هم محترم و هم ارزشمند است . 

حتی اگر به زعم برخی دوستان به آنها بی توجه هم باشم برایم مشخص میکنه که تو سازمان چه میگذره و این یعنی کمک به سازمان . 

 


دسته بندی :

تسلیت ایام

مدینه موج اشک و آه دارد        غم هجر رسول ا... دارد 

ایام رحلت نبی مکرم اسلام (ص)و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام بر همه عزیزان تسلیت باد 

 


دسته بندی :

هوش ایرانی

 

یک ایرانی داخل بانکی در نیویورک شد، نزد کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا رو داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار داره. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره و مرد هم سریع دستش رو توی جیبش کرد و کلید ماشین فراری جدیدش راکه دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو، بالاخره با وام آقا موافقت کرد، آن هم فقط برای دو هفته، کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گران قیمت را گرفت و ماشین رو به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.

مرد بعد از دو هفته همان طور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: از این که بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم، ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک میلیونر هستید. سوالی که برای من پیش اومده اینه که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟

آقای ایرانی یه نگاهی به کارشناس کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک می تونم ماشین 250 هزار دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و فقط با 15.86 دلار پارک کنم؟


دسته بندی :

طنز: نوکر

 

نوجوانی آمد اندر منزلی از بهر کار
گفت خانم، چیست نامت؟ گفت اسمم اکبر است

گفت در این جا اگر خواهی شوی مشغول کار
از زبان باید تو باشی لال و گوشانت کر است

گفت روی چشم، هر امری که تا صادر شود
من اطاعت می کنم از هر که این جا سرور است

گفت خانم، هر چه این جا بشنوی از نیک و بد
گوش هایت یک بود دیوار و آن دیگر در است

هر غذایی را که خوردی خام و پخته تند و شور
حق نداری تا بگویی کاین بد و کان بدتر است

گر زدم یک لنگه کفشی بر سرت از روی خشم
نوش جان کن، باش ساکت کاین روال نوکر است

نوجوان با خنده از منزل برون گردید و گفت
این که می خواهی تو، نوکر نیست نامش شوهر است!

 




دسته بندی :
» این طور زندگی کنید ( یکشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۱۱ )
» کار تیمی ( یکشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۱۱ )
» فرق آیینه و شیشه ( یکشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۱۱ )
» چرا این گونه ایم؟ ( یکشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۲۰ )
» مدیریت تغییر ( چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۶ )
» نو آوری ( چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۶ )
» تقدیر و تشکر و عذر خواهی ( جمعه ۱۳۹۴/۱۰/۰۴ )
» تسلیت ایام ( جمعه ۱۳۹۴/۰۹/۲۰ )
» هوش ایرانی ( یکشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۰۸ )
» طنز: نوکر ( یکشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۰۸ )
» خدا به دنبال دستیست که کمک می کند‏ ( یکشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۰۸ )
» فاصله حرف تا عمل ( یکشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۰۸ )
درباره ما

یحیی نیکدل ٍ مشخصات مدیر وبلاگ:
یحیی نیکدل
متولد سال 1345 - روستای ارکان از توابع شهرستان بجنورد استان خراسان شمالی
دیپلم اقتصاد 63، فوق دیپلم آموزش ابتدائی 66، لیسانس علوم اقتصادی با گرایش بازرگانی 71، فوق لیسانس علوم اقتصادی با گرایش توسعه اقتصادی و برنامه ریزی 81

فعالیتهای جنبی :

- نویسنده مقالات در روزنامه ها و مجلات علمی معتبر ( بیش از 200 مقاله چاپ شده )
- کارشناس و مجری برنامه های گفتگو - مردم و مسئولان- 44- افق - خانواده رادیو
- مشاور اجرائی و اقتصادی و کارشناس برنامه گامهای توسعه تلویزیون
- سر گروه اقتصاد استان
- عضو فعال ستاد توسعه استان
- تهیه کننده و نویسنده وکارشناس مجری برنامه زنده تلویزیونی کنکاش سیمای خراسان شمالی (شبکه اترک)
- تهیه کننده و کارشناس مجری برنامه اقتصاد و توسعه صدای خراسان شمالی
مسئولیتها:

- معلم و استاد دانشگاه
- مدیریت در دبیرستانهای مختلف
- معاونت توسعه تجارت خارجی سازمان بازرگانی خراسان شمالی
- مشاور برنامه ریزی و توسعه مدیریت سازمان آموزش و پرورش خراسان شمالی
-مشاور اقتصادی سازمان صنعت ، معدن و تجارت
- دبیر هم اندیشی بزرگ نخبگان استان
- سرپرست هیئت تجاری اعزامی به کشور ازبکستان
- مشاور اقتصادی شرکتهای خصوصی

افتخارات :

- حضور در جبهه به مدت16 ماه
- مربی تخصصی سپاه در دوران جنگ 10ماه
- دانشجوی ممتاز تربیت معلم
- رتبه دوم کشوری در رشته کتابخوانی در دوره دانشجوئی
- دبیر نمونه منطقه 9 تهران 80
- دبیر نمونه اداره کل تهران 81
- رتبه اول مجری گری رادیوئی
ایمیل : yahya4ir@gmail.com
banner 240x200px

دسته بندی ها

پیوندها