LOGO

یحیی نیکدل-مشاور اقتصادی
مجموعه مقالات و پژوهش هاو دل نوشته ها(استفاده از مقالات با ذکر منبع بلامانع است)
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px

تبریک عید

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات دوستان عزیز فرا رسیدن عید سعید فطر را خدمت همه عزیزان تبریک میگم. عذر خواهی میکنم اگر با تاخیر این پست را گذاشتم چون به اینتر نت دسترسی نداشتم .


دسته بندی :

سلام دوباره

سلام دوباره بر دوستان عزیز 

مدتی بود بلاگفا مشکل پیدا کرده بود و بنده توفیق نداشتم خدمتتون باشم عذر خواهی میکنم . پس از بازسازی دوباره بخش زیادی از مطالب و از جمله نظرات شما عزیزان پاک شده و اگه پاسخی داده نشده بحساب بی توجهی بنده نگذارید . طاعات و عبادات همگی انشاءالله قبول باشد . موفق و پیروز باشید . 


دسته بندی :

یک داستان زیبا

 

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران. افراد زیادی اون جا نبودن، 3 نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیرمرد که نهایتا 60-70 سالشون بود.

ما غذامون رو سفارش داده بودیم که یه جوان تقریبا 35 ساله اومد توی رستوران. یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد، البته من با این که بهش نزدیک بودم، ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم، بگذریم... شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از این که صحبتش تمام شد، رو کرد به همه ما و با خوشحالی گفت که خدا بعد از هشت سال یه بچه بهشون داده و همین طور که داشت از خوشحالی ذوق می کرد، رو کرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتری تون مهمون من هستن، می خوام شیرینی بچه ام رو بهشون بدهم. به همه شون باقالی پلو با ماهیچه بده.

خوب ما همگی مون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه می کردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش، اول بوسش کردم و بهش تبریک گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذامون رو سفارش داده ایم و مزاحم شما نمی شیم، اما بالاخره با اصرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیرزن پیرمرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد.

خوب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود، اما اون جایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفته بودیم سینما، وقتی که توی صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم، ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه 4-5 ساله ایستاده بود توی صف. از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب می کنه...

دیگه داشتم از کنجکاوی می مردم، دلم رو زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش، به محض این که برگشت، من رو شناخت. یه ذره رنگ و روش پرید. اول با هم سلام و علیک کردیم، بعد من با طعنه بهش گفتم، ماشالله از 2-3 هفته پیش بچه تون به دنیا اومد و بزرگ هم شد! همین طور که داشتم صحبت می کردم پرید تو حرفم و گفت: داداش او جریان یه دروغ بود، یه دروغ شیرین که خودم می دونم و خدای خودم.

دیگه با هزار خواهش و تمنای من، گفت: اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو شستم، همین طور که داشتم دستام رو می شستم، صدای اون پیرمرد و پیرزن رو شنیدم. البته اون ها نمی تونستن منو ببینن. داشتند با خنده با هم صحبت می کردند، پیرزن گفت: کاشکی می شد یه کم ولخرجی کنی، امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم، الان یه سال می شه که ماهیچه نخورده ام، پیرمرده در جوابش گفت: ببین... آمدی نسازی ها! قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه. این هم فقط به خاطر این که حوصله ات سر رفته بود، من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمی تونم. به خاطر این که 18 هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده. همین طور که داشتن با هم صحبت می کردن، اون کسی که سفارش غذا رو می گیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین؟ پیرمرده هم بی درنگ جواب داد: پسرم! ما هر دومون مریضیم، اگه می شه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار.

من تو حال و هوای خودم نبودم، همین طور آب باز بود و داشت هدر می رفت، تمام بدنم سرد شده بود، احساس کردم دارم می میرم... رو کردم به آسمون و گفتم خدایا شکرت، فقط کمکم کن. بعد آمدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیرزنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره، همین.

ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی؟ ماها که دیگه احتیاج نداشتیم. گفت: داداشمی، پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچه ام رو بدم، ولی آبروی یه انسان رو تحقیر نکنم، این رو گفت و رفت...

یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه، ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به در و دیوار نگاه می کردم و مبهوت بودم...

واقعا راسته که خدا از روح خودش تو بدن انسان دمیده.

 


دسته بندی :

هوش ایرانی

 

یک ایرانی داخل بانکی در نیویورک شد، نزد کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا رو داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار داره. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره و مرد هم سریع دستش رو توی جیبش کرد و کلید ماشین فراری جدیدش راکه دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو، بالاخره با وام آقا موافقت کرد، آن هم فقط برای دو هفته، کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گران قیمت را گرفت و ماشین رو به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.

مرد بعد از دو هفته همان طور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: از این که بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم، ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک میلیونر هستید. سوالی که برای من پیش اومده اینه که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟

آقای ایرانی یه نگاهی به کارشناس کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک می تونم ماشین 250 هزار دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و فقط با 15.86 دلار پارک کنم؟


دسته بندی :

شعر طنز

بمناسبت روز مرد با چند روز تاخیر

 

مردها کاین گریه در فقدان همسـر می کنند
بعد مرگ همسـر خود، خاک بر سر می کنند!
خاک گورش را به کیسه، سوی منزل می برند!
دشت داغ سینه ی خود، لاله پرور می کنند
چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در می شوند
خاک زیر پای خود، از گریه، هی! تر می کنند
روز و شب با عکس او، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل، دریای احمر می کنند!
در میان گریه هاشان، یک نظر! با قصد خیر!!
بر رخ ناهید و مهسا و منور می کنند!
بعدٍ چندی کز وفات جانگداز! او گذشت
بابت تسلیّت خود! آن فکر دیگر می کنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشین بی بدیل یار و همسـر می کنند
کج نیندیشید! فکر همسر دیگر نی اند!
از برای بچه هاشان، فکر مادر می کنند!


دسته بندی :

پاسخ یک دوست

برادر عزیز و دوست بزرگوارم جناب حاج آقای رضایی با سلام و احترام مطلبی را فرموده بودین به ایمیل من نیامده احتمالا اشتباه ارسال فرمودید . اگه ممکنه یکبار دیگه چک بفرمایید .


دسته بندی :

نامگذاری سال

خدای را شاکر و سپاسگزاریم که به ما عمری داد تا یک نوروز دیگر را تجربه کنیم . عادت داریم بر اساس یک سنت حسنه همه ساله در این ایام ،سال خوبی را برای همدیگر آرزو میکنیم غافل از اینکه سال خوب را باید ساخت زیرا روزهای خوب محصول تلاش و فعالیت ماست و سال نیز حاصل جمع همین روزهاییست که خودمان معمار آن هستیم .

این موضوع هم در زندگی فردی ما و هم در زندگی اجتماعی ما مصداق دارد  . بنابر این هر یک از ما چه بعنوان عضوی از یک خانواده و چه بعنوان عضوی از جامعه برای ساختن روزها و سالهای خوب تکالیفی د اریم که نباید از آن غافل باشیم . ناگفته پیداست که سرپرستان خانوارها و رهبران هر جامعه ای در جهت توجه دادن آحاد اعضای آن جامعه به این مهم نقش مهمتری را دارند .

با عنایت به اهمیت این موضوع رهبر معظم انقلاب در طی تقریبا دو دهه اخیر هر ساله موضوعی را در پیام نوروزی خود بعنوان شعار سال انتخاب نمودند تا همه توجهات را به آن موضوع جلب کنند . اگر مروری به عناوین شعارهای سال در طی این دو دهه داشته باشیم مشخص خواهد شد که شعارها و عناوین سال متناسب با مقتضیات زمانی خود بسیار هدفمند و مدبرانه انتخاب شده اند.اما دقت و تامل در شعارهای سالهای اخیر نشان می دهد که آنچه در نگاه ایشان بیشتر از هر موضوع دیگری اهمیت دارد توجه دادن مسئولین به مسائل اقتصادی و معیشت مردم است . البته نه فقط مسئولین بلکه آحاد جامعه مورد خطاب ایشان بوده اند . شعارهایی همچون:" همت مضاعف و کار مضاعف" ، "تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی" ، "جهاد اقتصادی" ،"عزم ملی و مدیریت جهادی "و .... همه و همه حکایت از توجه و تاکید ایشان به موضوع اقتصاد داشته و دارد .

صرف نظر از اهمیت مسائل اقتصادی در دین مبین اسلام و تاکیدات مکرر در آیات و روایات مختلف بر این موضوع ،بدون شک مهمترین فاکتور استقلال یک کشور قوی بودن بنیه اقتصادی آن است . 

ناگفته پیداست که بد خواهان این نظام هیچگاه تمایلی نداشته و نخواهند داشت تا این کشور از بعد اقتصادی به استقلال کامل برسد و این یک واقعیت انکار ناپذیر است که پس از ناکامی در جبهه های مختلف در برابر نظام ،امروز جبهه جدیدی را در حوزه اقتصادی گشودند که تحریمهای ظالمانه یکی از مصداقهای آن است . اگرچه نمی توان منکر اثرات زیانبار این تحریمها بر وضعیت اقتصادی و هزینه های تولید جامعه شد ولی به نظر اینجانب آثار زیانباری که تحریمهای درونی بر پیکره اقتصادی نظام وارد میکند به مراتب بیشتر از تحریمهای بیرونی است .  به قول معروف "من از بیگانگان هر گز ننالم      که هر چه کرد به من آن آشنا کرد" .

شعار مردمی دادن و بر خلاف منافع ملی قدم برداشتن یکی از این تحریمهاست . به حاشیه بردن سرمایه های انسانی نظام به بهانه های مختلف یکی دیگر از این تحریمهاست . الویت دادن منافع حزبی و گروهی به منافع ملی و جبهه گیریهای گاها بی منطق در مقابل جناح حاکم نیز یکی از این تحریمهاست . شعار مبارزه با فساد دادن و مسئولیت دادن و آزاد گذاشتن مفسدان اقتصادی و.... از جمله دیگرمصداقهای تحریمهای درونیست که هزینه های زیادی را به جامعه تحمیل کرده است . بی اعتمادی حاصل از اختلاسهای میلیاردی هزینه کمی نیست که از درون جامعه به نظام تحمیل شد .

به نظر می رسد بسیاری از این اتفاقات نتیجه بی توجهی و یا کم توجهی به خواست عامه مردم و برخورد ابزاری با رای آنها در انتخاب و تغییر دولتها بوده است .  تجربه نشان داده است که هر جناحی که با رای مردم سر کار آمده و دولت را در اختیار گرفته ،خود را حاکم مطلق از طرف مردم دانسته و بدون توجه به واقعیتهای جامعه مسیری را طی نموده که در طول زمان به فاصله گرفتن از اراده ملی منجر شده است و همین امر فرصتی را بوجود آورده که عده ای با اهداف خاصی جرایاناتی را بر علیه سیاستهای دولتهای حاکم هدایت نمودند و دولتها را در گیر حاشیه هایی نمودند که این نیز باعث از بین رفتن بسیاری از فرصتها برای خدمت به مردم و رشد و توسعه جامعه در ابعاد مختلف شده است . 

در چنین شرایطی نامگذاری سال با عنوان "دولت و ملت ، همدلی و هم زبانی" از طرف مقام معظم رهبری تدبیری اندیشمندانه بود که هم برای دولت و هم برای مردم ایران اسلامی بسیار روشنگرانه است . این شعاز از دو بعد باید مد نظر قرار گیرد اول از بعد باور داشتن به اهداف مشترک ( همدلی)  و دوم از بعد عمل کردن به آنچه بدان باور داریم ( همزبانی) . با این تفکر همانقدر که شعار مردمی دادن و بر خلاف خواست مردم حرکت کردن مضموم و ناپسند هست ، اعتقاد به دولت داشتن اما همراهی نکردن با سیاستهای دولت و سنگ اندازی در مسیر حرکت آن نیز ناپسند و مضموم می باشد . 

نباید فراموش شود که در این عنوان سال، دولت و ملت به معنی عام آن در نظر گرفته شده است . اگر امروز میخواهیم کشورمان علیرغم همه تحریمها و مشکلات پیش رو ، مسیر رشد و ترقی را طی کند و گامهای موفقیت را یکی پس از دیگری بردارد ،این همدلی و همزبانی باید در همه اجزای سیستم ساری و جاری باشد . از مجلس بعنوان نمایندگان ملت گرفته تا وزراء بعنوان نمایندگان دولت ، از بانکها و سازمانهای مالیاتی و ... گرفته تا مدیران بنگاههای اقتصادی و تولیدی ، از تجار و بازرگانان فعال در بازارهای جهانی گرفته تا اصناف و بازاریان داخلی ، از استاد و معلم و تریبون داران گرفته تا دانشجویان و دانش آموزان و مستمعین و... همه و همه باید همدل و هم زبان شویم تا شاهد اتفاقات میمونی در حوزه های مختلف در جامعه باشیم و این فضای ایجاد شده فرصت بسیار مغتنمی است برای دولت تدبیر و امید تا فضا را در این مسیر مدیریت کند . امید آنکه  همه ما به مهم توجه کرده و در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری گام برداریم . 


دسته بندی :

معامله بهشت

 

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا این که فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدره؟ کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟! مرد دانا گفت: بله جهنم. کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه. مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید. کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم مرد با خوشحالی آن را گرفت و از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم!

Labels:


دسته بندی :

شوهر بیمار

 

زنه شوهرش رو می بره دکتر...
دکتر به زنه می گه: خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه.
باید خوب غذا بخوره، هرچی که می خواد براش فراهم بشه و برای 1 سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشن.
توی راه برگشت مرده می پرسه: خانم دکتر چی گفت؟
زنه می گه: هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری!


دسته بندی :

تبریک ایام

شاخه ای از گل یاس مهمان سفره هفت سین امسال ماست تا که هر لحظه یادی کنیم از یادگار رسول خدا 

سالی سرشار از موفقیت و بهروزی برای همه عزیزانم و بخصوص شما دوستان عزیز دنیای مجازی آرزومیکنم . 

البته سال خوب داشتن آرزوی همه ماست اما سال خوب را باید ساخت. پس از خدا بخواهیم به همه ما توفیق دهد تا در ساختن سالی خوب برای همدیگر شریک باشیم . انشاءا... 


دسته بندی :
» تبریک عید ( دوشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۹ )
» سلام دوباره ( جمعه ۱۳۹۴/۰۴/۱۲ )
» یک داستان زیبا ( چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۶ )
» هوش ایرانی ( چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۶ )
» شعر طنز ( چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۶ )
» پاسخ یک دوست ( پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۶ )
» نامگذاری سال ( دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۳ )
» معامله بهشت ( یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۲ )
» شوهر بیمار ( یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۲ )
» تبریک ایام ( یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۲ )
» هشت اشتباه آدم‌های باهوش ( یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۲ )
» هشت اشتباه آدم‌های باهوش ( شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۳ )
درباره ما

یحیی نیکدل ٍ مشخصات مدیر وبلاگ:
یحیی نیکدل
متولد سال 1345 - روستای ارکان از توابع شهرستان بجنورد استان خراسان شمالی
دیپلم اقتصاد 63، فوق دیپلم آموزش ابتدائی 66، لیسانس علوم اقتصادی با گرایش بازرگانی 71، فوق لیسانس علوم اقتصادی با گرایش توسعه اقتصادی و برنامه ریزی 81

فعالیتهای جنبی :

- نویسنده مقالات در روزنامه ها و مجلات علمی معتبر ( بیش از 200 مقاله چاپ شده )
- کارشناس و مجری برنامه های گفتگو - مردم و مسئولان- 44- افق - خانواده رادیو
- مشاور اجرائی و اقتصادی و کارشناس برنامه گامهای توسعه تلویزیون
- سر گروه اقتصاد استان
- عضو فعال ستاد توسعه استان
- تهیه کننده و نویسنده وکارشناس مجری برنامه زنده تلویزیونی کنکاش سیمای خراسان شمالی (شبکه اترک)
- تهیه کننده و کارشناس مجری برنامه اقتصاد و توسعه صدای خراسان شمالی
مسئولیتها:

- معلم و استاد دانشگاه
- مدیریت در دبیرستانهای مختلف
- معاونت توسعه تجارت خارجی سازمان بازرگانی خراسان شمالی
- مشاور برنامه ریزی و توسعه مدیریت سازمان آموزش و پرورش خراسان شمالی
-مشاور اقتصادی سازمان صنعت ، معدن و تجارت
- دبیر هم اندیشی بزرگ نخبگان استان
- سرپرست هیئت تجاری اعزامی به کشور ازبکستان
- مشاور اقتصادی شرکتهای خصوصی

افتخارات :

- حضور در جبهه به مدت16 ماه
- مربی تخصصی سپاه در دوران جنگ 10ماه
- دانشجوی ممتاز تربیت معلم
- رتبه دوم کشوری در رشته کتابخوانی در دوره دانشجوئی
- دبیر نمونه منطقه 9 تهران 80
- دبیر نمونه اداره کل تهران 81
- رتبه اول مجری گری رادیوئی
ایمیل : yahya4ir@yahoo.com
banner 240x200px

دسته بندی ها

پیوندها