LOGO

یحیی نیکدل-مشاور اقتصادی
مجموعه مقالات و پژوهش هاو دل نوشته ها(استفاده از مقالات با ذکر منبع بلامانع است)
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px

سه وصیت پدر

ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺪﺭﯼ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ! ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ.


1. ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ را ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ.
2. ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ، ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ.
3. ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ.

ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭ ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ آن را ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ.

ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ، ﺑﺰﺭگ ترﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ولی ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﻋﻠﺘﺵ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ. او ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ!

ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ. سپس تصمیم گرفت ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ. ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻫﻢ ﻛﺮﺩ...
ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎً ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻗﺎﺑﻠﻰ ﻫﻢ ﺷﺪ ﻭ گند زد ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎ! عملیٍ ﺑﯽ ﺟﻨﺒﻪ!


دسته بندی :

تاثیر اجرای نادرست قانون مالیات بر ارزش افزوده بر تولید ملی

موضوع اقتصاد یکی از مولفه های مهم در بیانات مقام معظم رهبری در چند سال اخیر بوده است . تاکید ایشان بر موضوعات اقتصادی در نامگذاری سالها بخوبی نشان داد که یکی از مهمترین دغدغه های ایشان نیز همچون امام بزرگوار موضوع اقتصاد و معیشت مردم بوده و هست .

 طرح موضوع اقتصاد مقاومتی در سال گذشته تحلیلهای مختلفی را به همراه داشته است . دوستان نظام آنرا بعنوان یک راهبرد اساسی علم اقتصاد در مقابل دسیسه های دشمنان نظام قلمداد کردند و برخی بدخواهان درون و بیرون نظام  از آن بعنوان یک درخواست رهبری از مردم  برای تحمل سختی ها یاد کردند . به نظر میرسد همانقدر که دوستداران نظام در تبیین واقع بینانه این راهبرد ضعیف عمل کردند بدخواهان نظام تلاش کردند این شرایط را نتیجه تحریمها معرفی کرده وبعدمنفی آن را پر رنگ جلوه داده و به مردم اینگونه القاء کنند که خود کرده را تدبیر نیست و باید چنین شرایطی را تحمل کنید .

موضوع قابل تامل در این زمینه اینکه گاهی علاقمندان به نظام هم تلاش می کردند این راهبرد مقام معظم رهبری را با استناد به نظریات اونور آبی تبیین کنند گویا هر آنچه از آنطرف آب به ما می رسد منطق دارد  ولاغیر ؟!

ابلاغ سیاستهای کلی اقتصادمقاومتی توسط مقام معظم رهبری در بهمن ماه سال 1392 هم تذکری بود بر برخی تحلیهای سطحی برخی از دوستان از این موضوع مهم و هم خط بطلانی بود بر تحلیهای بدخواهان نظام . 

 قدری تامل بر بندهای مختلف این سیاستها از جمله قطع وابستگی به درآمدهای نفتی ، پرهیز از خام فروشی و ایجاد زنجیره های ارزش ، درونزا و برنگرا بودن اقتصاد و ... ،هم تکلیف مسئولین را بخوبی مشخص نمود و هم نقشه های شوم دشمنان را نقش بر آب کرد. نقشه آنانیکه که با این تحلیل سطحی می خواستند از این ابزار اقتصادی شرایط را به نفع خود تغییر دهند .

واقعیت این است که وابستگی به درآمدهای نفتی بزرگترین آسیب اقتصاد ملی ماست و ضرورت دارد همه مسئولین و دلسوزان نظام چه در قوه مجریه و چه قوه مقننه و حتی قوه قضائیه تلاش نمایند بستر را برای خارج کردن اقتصاد از وابستگی به درآمدهای نفتی فراهم نمایند و این صرفا با شعار و ظاهر امر تحقق نخواهد یافت .

اینکه قوه مقننه با تصویب یک قانون تکلیف خود را تمام شده بداند اتفاق خاصی نخواهد افتاد ، بلکه اجرای درست قانون توسط قوه مجریه نیز باید همپای قانون درست باشد و قوه قضائیه نیز در برخورد با سوء استفاده کنندگان و اخلال گران در نظام اقتصادی برخورد قاطعی داشته باشد تا اعتماد عمومی در آحاد جامعه برای همراهی با سیاستهای نظام شکل بگیرد .  

چگونه می شود اعتماد ایجاد کرد وقتی شش هزار میلیارد تومان بدون وثیقه پرداخت میشود و از آنطرف دههاوبلکه صدها واحد تولیدی برای صد یا دویست میلیون تومان سرمایه درگردش صرفا به دلیل درخواست وثیقه های سنگین توسط بانکها به تعطیلی کشیده میشوند ؟! اقدام دستگاه قضایی در برخورد با یکی از متخلفین اقتصادی کشور قابل تحسین بود اما بدون شک برخورد بموقع و در شرایطی که ایشان ریاست  ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی را داشتند  اثر بخشی بیشتری داشت . تحلیل این مسائل فرصت خاص خود را می طلبد که از حوصله این نوشتار خارج است چراکه اما در این نوشتار قصد آن داریم به یکی از آسیبهای مهمی اشاره کنیم که در اثر اجرای نادرست و بعضا ناقص یک قانون نسبتا مناسب به اقتصاد ملی ما وارد می شود . 

بدون شد یکی از راههای برون رفت از وضع موجود و کاستن از وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی توجه ویژه به درآمدهای مالیاتی است . این موضوع از آن جهت نسبت به سایر موارد مهمتر است که دولتها را مکلف خواهد نمود قبل از آنکه به فکر وصول مالیات از مردم بیفتند ، در جهت ایجاد بستر کسب درآمد برای آنها تلاش نمایند و این یعنی گره خوردن منافع دولتها به منافع ملت . زیرا تا درآمد مشمول مالیاتی نباشد درآمد مالیاتی معنی و مفهومی پیدا نمی کند  و این بدون حمایت از تولید و سرمایه گذاری در جامعه محقق نخواهد شد .

متاسفانه قانون مالیات بر ارزش افزوده که به نظر میرسد علیرغم نواقصی که دارد یکی از قوانین قابل قبول در حوزه مالیاتی می باشد اما واقعیت آن است که اجرای ناقص آن بدون تامین زیر ساختها و بستر سازی مناسب نه تنها نتوانسته اهداف قانونگذار و مجریان قانون را در عمل محقق کند که خود یک آسیب جدی برای تولید می باشد . چون الزامات اجرایی شدن درست این قانون را فراهم نکردیم فرایند مبادلات در کشور بدرستی شک نمی گیردو هیچ نظارتی عملا بر فرایندهای تولید تا عرضه در سطح خورده فروشی بدرستی اعمال نمی شود  و بسیاری از سود جویان در این بین بدون اینکه نقشی در ایجاد ارزش افزوده داشته باشند باستناد این قانون از مردم 8درصد مالیات بر ارزش افزوده وصول می کنند _ و کسی نمیتواند به آنها اعتراض کند _ بدون آنکه این پول به خزانه دولت بر گردد ! از آنجایی که ساختار مالی ما بدرستی شکل نگرفته و بخش عمده ای از مبادلات در جامعه با فاکتورهای بدون نام و نشان انجام می پذیرد اینگونه از افراد خیلی خوش خدمت باشند ممکن است با پرداخت مبالغ ناچیزی از آنچه از مردم دریافت کرده اند خود را از هر گونه اتهام مبرا کنند بدون آنکه سیستمی برای ثبت جریانات مالی آنها وجود داشته باشد و این یعنی پول در آوردن به کمک قانون ! و در چنین شرایطی دیگر انگیزه ای برای انجام فعالیتهای تولیدی و سر و کله زدن با بانک و کارگر و طلبکار و بدهکار و مسئولین و.... باقی نمی ماند ! 

آسیب دیگر این اتفاق این است که چون مدیران امور مالیاتی تکلیف دارند بر اساس قانون مصوب مجلس درآمدهای مالیاتی را در حد تعیین شده وصول نمایند و عدم وصول آنها به حساب ضعف عملکرد آنها گذاشته می شود !هیچ تحلیل درستی از واقعیتهای جامعه ارائه نداده و به هر قیمتی اقدام به وصول مالیات بر ارزش افزوده بصورت علی الراسی می نمایند که هیچگونه مبنای قانونی ندارد و آز آنجایی که زورشان به دانه درشتها نمی رسد این فشار غیر منطقی را بیشتر بر واحدهای تولیدی کوچک و فعلان اقتصادی خرد وارد می کنند و این اقدام و فشار مضاعف ، یکی پس از دیگری به تعطیلی این بنگاههای اقتصادی منجر می شود . 

با توجه به مواردفوق به نظر می رسد ما با اجرای ناقص و نادرست این قانون نه تنها نتوانستیم در راستای سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری گام برداریم که به نوعی با ایجاد بدبینی در جامعه زمینه بی اعتمادی بیشتر را فراهم نموده ایم و انتظار می رود با عنایت به اینکه دوره پنج ساله اجرای آزمایشی این طرح امسال به پایان می رسد، در مورد نحوه اجرای این قانون و تامین زیرساختهای اجرای درست آن یک تجدید نظر اساسی صورت پذیرد چرا که در غیر اینصورت خود ناخواسته به اقتصاد ملی آسیبی خواهیم زد که جبرانش بسیار پر هزینه و تا سالها بعد غیر ممکن خواهد بود . به امید آنروز 

 

 


دسته بندی :

توکل برخدا

خدایا مقابلم تاریک و آینده مبهم من راه را خوب نمی شناسم اما امیدم به این است که تو راه را می شناسی و من تو را ، پس در این مسیر تنهایم نگذار و کمکم کن که راه را از چاه باز شناسم و راهی را نپیمایم که تو طالب آن نیستی ای خدای بزرگ 


دسته بندی :

آی مردم به گمانم که غلط آمده ایم

 

آی مردم
به گمانم که غلط آمده ایم
راه را برگردیم
جاده از نور خدا خاموش است
هیچ کس حوصله عشق ندارد این جا
به خدا هیچ رسولی به چنین راه نخوانده ست کسی!
جاده بی آبادی
و سراسر، همه جا ویرانیست
تا افق بذر عداوت كِشتند
راه پر جذبه ولی بی مقصد
همه همسفران دلگیرند
و کسی را غم این قافله در خاطر نیست
من به چشمان همه همسفران خیره شدم
برق چشمان همه خاموش است
چشم و دستان همه پر خواهش
و لب از گفتن یک خسته نباشی محروم!
و دل از عشق تهی
و سکوت، حرف لبهای همه ست
خنده، این واژه دیرینه، کهن، منسوخ است
چاه ها خشک، پر از یوسف بی پیراهن
همه در جمع، ولی «تنهایند»
آی مردم، به گمانم که غلط آمده ایم
قطره ای عشق به همراه کسی نیست در این راه دراز
و سرابی در پیش، که همه قافله را خواهد کشت
جاده ای خوانده تو را رو به هبوط
جاده ای رو به سقوط
آسمانش دلگیر
ابرها، بی باران
خرمن جهل و عداوت، انبوه
به مزارع علف نفرت و غم روییده
اگر این جاده درست است، چرا ناشادیم؟
اگر این راه نجات است، چرا ترسانیم؟
هر چه در راه جلو رفته، عقب مانده تریم
هر چه در اوج، فرو مانده تریم
هر چه نوشیده، عطشناک تریم
هر چه بر توشه شد افزون، که حریصانه تریم
آی مردم! به گمانم که غلط آمده ایم
راه این قافله بی راهه خودخواهی هاست
نه خدایی که نمایاند راه
نه رسولی که بخواند بر عشق
نه امامی که برد قافله تا منزل نور
و کسی نیست پیامی ز محبت بدهد
زنگ این قافله زنگ دل ماست
بار آن، تنهایی
مقصدش غربت دل های همه همسفران
هر چه از عمر سفر می گذرد، می بینم
از خدا دورتریم
ره سپردیم به شب
و همه همسفران خواب به چشم
دل به لالایی دزدان حقیقت دادیم
همه در قافله غافل ماندیم
این چه راهیست خدایا که در آن
هیچ کسی شاخه گلی به کسی هدیه نکرد
و سلامی دل ما شاد نکرد
مرگ همسایه نیاشفت دگر خواب کسی
گل لبخند به لبهای کسی باز نشد
مرگ پروانه دل شمع کسی آب نکرد
دست گرمی دست همراهی ما را نفشرد
کسی از جنس دعا حرف نزد
ریه ها، پر شده از واژه ی مرگ
هیچ چشمی به سر ختم «شرافت» نگریست
هیچ کس مرگ «محبت» را جدی نگرفت
کسی از کشتن احساس، خجالت نکشید
سر شب، یک نفر آهسته ز من می پرسید:
جاده سبز «سعادت»، ز کجا باید رفت؟
من از او پرسیدم :
از خدا، چند قریه دور شدیم؟
من ندانسته در این راه چه پیدا کردم
ولی فهمیدم، که حقیقت گم شد
و نشانی هایی، که رسولان به بشر می دادند
من در این جاده، نمی بینم هیچ
خانه پاک خدا، آخر این جاده، نباشد هرگز
آخر جاده بدان حتم که حق، با ما نیست
سر آن پیچ، جدا گشت ز ما
آی مردم، به خدا راه غلط آمده ایم
من دلم می خواهد برگردم
و به راهی بروم، که در آن راه، خدا همسفر من باشد
من دلم می خواهد
به سلامی، گل لبخند نشانم بر لب
سبزه و نور و گل و آینه را دریابم
و همه هستی را
از نگاهی که خدا خالق آن است، تماشا بکنم
از غم و غصه، که ره توشه این قافله شد
من سیرم
من دلم می خواهد، عاشق همسفرانم باشم
عاشق آنانی، که به راهی بجز این راه
کنون در سفرند
و نخندم به غم همسفر ناشادم
و بدانم که خدا مال همه ست
من دلم تنگ محبت شده است
کار دل، دادن خون در رگ نیست
کار دل، عشق به زیبایی هاست
راه ما، راه پر از اندوه است
راه را برگردیم
شعله ی عشق در این جاده دگر خاموش است
جاده ای را که در آن نور خدا نیست، بدان تاریک است
دل من همره این قافله نیست
من دلم تنگ خدایم شده است
آی مردم، مردم
کار سختیست، ولی برگردیم
برسیم تا سر آن پیچ زمان
که خدا، از دل ما بیرون رفت
سر آن پیچ که حق
رو به جلو رفت
و ما پیچیدیم

کیوان شاهبداغی

 


دسته بندی :

درویش تهی دست و کریمخان زند

درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: این اشاره‌ های تو برای چه بود؟ درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چه قدر داده است و به من چه داده؟ کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت چه می‌خواهی؟ درویش گفت: همین قلیان مرا بس است. چند روز بعد، درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌ خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد! روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو؛ کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش است...


دسته بندی :

مواظب قضاوت هایمان باشیم‏

مجلس میهمانی بود... پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برود. اما وقتی که بلند شد، عصای خویش را بر عکس بر زمین نهاد، و چون دسته عصا بر زمین بود، تعادل کامل نداشت. دیگران فکر کردند که او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست داده و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده.

به همین خاطر صاحبخانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفت:
پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟!

پیر مرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاکی است، می خواهم فرش خانه تان خاکی نشود.

مواظب قضاوت هایمان باشیم... به قول دكتر شریعتی:

برای کسی که می فهمد
هیچ توضیحی لازم نیست
و
برای کسی که نمی فهمد
هر توضیحی اضافه است

دسته بندی :

به بهانه یکهزارمین شماره روزنامه اتفاقیه


دسته بندی :

یاد بگیریم که :

1- با "احمق" بحث نکنیم و بگذاریم در دنیای احمقانه ی خویش خوشبخت زندگی کند.

2- با "وقیح" جدل نکنیم، چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحمان را تباه می سازد.

3- از "حسود" دوری کنیم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنیم، باز هم از ما بیزار خواهد بود.

4- "تنهایی" را به بودن در جمعی که به آن تعلق نداریم ترجیح دهیم...

 


دسته بندی :

جمله قابل تامل

 

جمله قابل تاملی هست که میگه :اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همگی به خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود !!!

بسیاری از ما خود را عقل کل میدانیم اما حتی یک ذره فکر نمی کنیم آنچه در مورد دیگران می گویند چقدر منطبق با واقعیت باشد ! به راحتی با شنیده ها در مورد آنها قضاوت می کنیم ، تصمیم می گیریم  و ....  

مگر نه این است که امام معصوم می فرماید: یک ساعت تفکر بهتر  از هفتاد سال عبادت است !

این توصیه بزرگان را فراموش نکنیم که فرموده اند: حرف نزده را هر زمان می توان زد اما حرفی که زده شد دیگر نمی توان برگردان و یا آثارش را از بین برد .

امید آنکه همه ما یاد بگیریم شنیده های خود در مورد افراد را قبل از آنکه برای دیگران باز گو کنیم با خودش در میان بگذاریم  تا اگر منطبق با واقعیت بود به اصلاح رفتارش کمک کنیم و گرنه جلوی اشاعه آن خبر کذب و غیر واقع را بگیریم . 


دسته بندی :

نیمه پر لیوان

 

بعضي فکر مي کنند این منصفانه نيست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است.
بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته.
 

دسته بندی :
» سه وصیت پدر ( جمعه 1393/12/01 )
» تاثیر اجرای نادرست قانون مالیات بر ارزش افزوده بر تولید ملی ( پنجشنبه 1393/11/30 )
» توکل برخدا ( یکشنبه 1393/11/26 )
» آی مردم به گمانم که غلط آمده ایم ( یکشنبه 1393/11/26 )
» درویش تهی دست و کریمخان زند ( شنبه 1393/11/18 )
» مواظب قضاوت هایمان باشیم‏ ( شنبه 1393/11/18 )
» به بهانه یکهزارمین شماره روزنامه اتفاقیه ( دوشنبه 1393/10/15 )
» یاد بگیریم که : ( چهارشنبه 1393/10/10 )
» جمله قابل تامل ( چهارشنبه 1393/10/10 )
» نیمه پر لیوان ( شنبه 1393/10/06 )
» کوتاه ترین قصه دنیا ( شنبه 1393/10/06 )
» سعادت را در کجا می‌توان یافت؟ ( شنبه 1393/10/06 )
درباره ما

یحیی نیکدل ٍ مشخصات مدیر وبلاگ:
یحیی نیکدل
متولد سال 1345 - روستای ارکان از توابع شهرستان بجنورد استان خراسان شمالی
دیپلم اقتصاد 63، فوق دیپلم آموزش ابتدائی 66، لیسانس علوم اقتصادی با گرایش بازرگانی 71، فوق لیسانس علوم اقتصادی با گرایش توسعه اقتصادی و برنامه ریزی 81

فعالیتهای جنبی :

- نویسنده مقالات در روزنامه ها و مجلات علمی معتبر ( بیش از 200 مقاله چاپ شده )
- کارشناس و مجری برنامه های گفتگو - مردم و مسئولان- 44- افق - خانواده رادیو
- مشاور اجرائی و اقتصادی و کارشناس برنامه گامهای توسعه تلویزیون
- سر گروه اقتصاد استان
- عضو فعال ستاد توسعه استان
- تهیه کننده و نویسنده وکارشناس مجری برنامه زنده تلویزیونی کنکاش سیمای خراسان شمالی (شبکه اترک)
- تهیه کننده و کارشناس مجری برنامه اقتصاد و توسعه صدای خراسان شمالی
مسئولیتها:

- معلم و استاد دانشگاه
- مدیریت در دبیرستانهای مختلف
- معاونت توسعه تجارت خارجی سازمان بازرگانی خراسان شمالی
- مشاور برنامه ریزی و توسعه مدیریت سازمان آموزش و پرورش خراسان شمالی
-مشاور اقتصادی سازمان صنعت ، معدن و تجارت
- دبیر هم اندیشی بزرگ نخبگان استان
- سرپرست هیئت تجاری اعزامی به کشور ازبکستان
- مشاور اقتصادی شرکتهای خصوصی

افتخارات :

- حضور در جبهه به مدت16 ماه
- مربی تخصصی سپاه در دوران جنگ 10ماه
- دانشجوی ممتاز تربیت معلم
- رتبه دوم کشوری در رشته کتابخوانی در دوره دانشجوئی
- دبیر نمونه منطقه 9 تهران 80
- دبیر نمونه اداره کل تهران 81
- رتبه اول مجری گری رادیوئی
ایمیل : yahya4ir@yahoo.com
banner 240x200px

دسته بندی ها

پیوندها